السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
426
تفسير الميزان ( فارسي )
عرضه داشتند كاخى است از انصار ، حضرت مقدارى ايستاد تا صاحب قبه آمد و سلام كرد رسول خدا در حضور همه مردم از او روى گردانيد ، مرد ( به خيال اينكه آن جناب متوجه نشده ) چند بار سلام خود را تكرار كرد و حضرت روى گردانيد ، تا مرد به خوبى فهميد كه آن جناب از وى خشمگين و روىگردان شده است ، قضيه را به اصحاب آن جناب گفت ، كه به خدا سوگند نظر رسول خدا از من برگشته و نمىدانم چه خلافى از من سر زده و چه شده است ؟ گفتند رسول خدا قبه تو را ديد و از ما پرسيد اين مال كيست ؟ ما گفتيم كه مال فلانى است ، پس مرد به قبه اش برگشته آن را با زمين يكسان كرد ، روزى ديگر رسول خدا از آنجا عبور كرد و قبه اى نديد ، پرسيد قبه اى كه در اينجا بود چه شد ؟ گفتند صاحبش از اعراض تو نزد ما شكوه كرد ، ما سبب اعراضت را به وى گفتيم ، رفت و قبه را خراب كرد ، حضرت فرمود : هر چيزى كه ساخته شود روز قيامت و بال صاحبش مىباشد ، مگر آن مقدارى كه چاره اى از آن نيست « 1 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَإِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ » ) * آمده كه يكديگر را به خاطر غضب و بدون هيچ گناه مىكشيد « 2 » .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 198 . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 123 .